آنیسا آنیسا ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

آنیسا محبان

بدون عنوان

هوووووووووووووووراااااااااااااااااااا بالاخره آنیسا دوره شیر خوردنش تمام شد.خیلی بهم سخت نگرفت مامان فدات بشه که فقط شبها یه جور گریه ای درد آور میکردی طوری مظلومانه زجر میکشیدی و پاهات رو بهم میمالیدی که جگرم میسوخت تازه من 1 ماه بیشتر بهت شیر دادم البته چون شیشه شیر هم در کنارش میخوردی زیاد اذیتم نکردی وگرنه معلوم نبود میخواستی چه کار کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در تاریخ چهارشنبه 13 آذر شما برای همیشه از شیر مادر جدا شدی.مادر به فدات.
10 دی 1391

بدون عنوان

اولین تولد آنیسای گل مامان در تنهایی و در شهر غریب (بندرعباس) انجام شد درسته که فقط خودمون 3 تا بودیم اما خیلی بهمون خوش گذشت کلی خندیدیم و برات دست زدیم آنیسای مامان هم که مدام داشت که کیکش رو تست میکرد.دلم میخواد یک سال یه تولد خوب که همه خانواده با هم باشیم برات بگیرم عزیزم انشالله.... نوگلم چه زیبا بود روز به دنیا آمدنت با اون گریه قشنگت با اون دست های کوچکت با اون جثه ریزت آمدی تا به من بگویی که مادرم دنیایم را شیرین کن بگویی که تنهایم نذار  برایم بمان و خوشبختیم را ببین .هنوز تکان هایت را در شکمم احساس میکنم هرگز هرگز هرگز آن لحظات را با چیزی عوض نخواهم کرد اکنون که 1 ساله ایی برایت مینویسم : شبهای زیادی را به پایت بیدار مان...
8 دی 1391