بدون عنوان
آنیسا از 2 شب پیش شروع به مکیدن انگشت شصتش کرده که علی هم اونو تویه یه پارچه کاملا پیجید تا دیگه نتونه منم که حساس .....
نشستم و گریه کردم آخه دلم سوخت برای بچم...........
اما بعدش دیگه یادش رفت خیر ببینی علی جونو.
9/12/89


بدون عنوان 