آنیسا آنیسا ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

آنیسا محبان

بهشت را به من میدهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مادر به فدات....... الان ساعت ٣ صبحه و شما هنوز بیداری رفتی کنترل دستگاهت رو برداشتی و هی هی الو الو میکنی و در گوش من بیچاره هم میذاری و میگی بگو الو الووووووووووای خداااااااااااااااااا خوابم میاااااااد .   همه خوابند و مادر بیدار آیا بهشت را به من میدهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای مادر تو شاد باش و بی غم.تو بازی کن و بخند. من هم ..................     ...
23 دی 1391

بدون عنوان

آااااااااااااااااااااااااااااااه از این جدایی هاااااااااااااااااااااااااااااا............................... روز سه شنبه رفتیم کرمان وااااااااااای خدایا دلم میخواستم بال در میووردم تا بلکه زودتر به مامان جون آقا جون برسم آنیسای عزیزم دوری خیلی سخته تو رو خدا موقعی بزرگ شدی ازم دور نشوووووووووو. شب ساعت ٣ راه افتادیم آخه دیگه طاقت نداشتم به خدا نداشتم..........اما به بابایی میگفتم زودتر بریم تا به کارات برسی.دلم نمیمد اذیتش کنم آخه میدونم غصه میخوره. ساعت های ٦ صبح رسیدیم بماند که شما چه قدر مامانی رو توی راه اذیت میکنی و همش میخوای روی پای من باشی ........... خلاصه مامان جون سریع از خواب بیدار شد و کلی خوشحال شدن فکر نمیکردن که بریم...
21 دی 1391